
xa0 بعد مدتها تونستم شب بخوابم .. 10 خوابیدم 4 صبح بیدار شدم . فقط لحظه شماری میکنم دانشگاه تموم شه .. دیگه هیچوقت دنبال درس نمیام مگر اینکه یه روزی با خیال اسوده تر و بدون این همه فشار بیام و ارشد بخونم . میدونم مراحل سخت تری هم هست ولی دانشگاه از شروعش واسه من بد بیاری و دردسر بود و تا پایانش هم که هنوز مشخص نیس . منی که امروز این حال و روز رو دارم یه زمونی واسه خودم عزت و اعتباری داشتم .. خنده از لبام نمیوفتاد .. توی هر جمعی نفر اول بودم ..پر از انگیزه و حال خوب ... نتیجه تموم روزایی که دیگرا...
ادامه مطلب
برادرم خیلی خوبه .. دلم واسه فروغ تنگ شده .. سه تا به فالوراش اضافه شده .. محرم و شلوغی و منم فراری .. صبح کلاس دارم خدایا کی تموم میشه این دانشگاه .....
ادامه مطلب